تبليغاتX
عشق آسمونی

عظمت عشق در تداوم آنست نه در شدت آن

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام

خارم ولی به سایه ی گل آرمیده ام

با یاد رنگ و بوی تو، ای نوبهار عشق

همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

من جلوه ی شباب ندیدم به عمر خویش

از دیگران حدیث جوانی شنیده ام

از جام عافیت می نابی نخورده ام

وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام

موی سپید را فلکم رایگان نداد

این رشته را به نقد جوانی خریده ام

ای سرو پای بسته! به آزادگی مناز

آزاده من که از همه عالم بریده ام

گر میگریزم از نظر مردمان"رهی"

عیبم نکن که آهوی مردم ندیده ام

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 امشب که شعله می زندم ماجرای تو
بر اين سرم که سر بگذارم به پای تو

بی تاب و بی قرارم و بی واهمه ولی
جز حرف عاشقانه ندارم برای تو!

امشب هزار مرتبه بی تو دلم شکست
يعنی هزار مرتبه مُردم برای تو

من راضی ام به اين همه دوری , ولي عزيز!
راضي ترم به اينكه ببينم رضاي تو
......
حالا درخت و جاده به راهت نشسته اند
حالا سكوت و سايه پر است از صداي تو

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 12:18 توسط آیدا |