عظمت عشق در تداوم آنست نه در شدت آن
|
گاهي وقتا كه ميخوام به ياد تو گريه كنم اشك بي كسي من گونه هامو ميسوزونه تا مياد خندهاي رو لبهاي من جون بگيره ياد چشمات روي لبخند منو ميپوشونه جاي خاليت مثله يك خار توي چشمام ميشينه كور ميشه انگاري بي تو دنيا رو نميبينه در و ديواراي خونه از تو داره صد نشونه گلاي باغچه ميگيرن از فراغ تو بهونه كاش ميشد با مهربوني پر كنيم فاصله ها رو من ميخوام اما چه فايده دل تو نامهربونه من كه چون شمعي به شام تو افروختم هر چه كردي با دلم از شكوه لب را دوختم روز و شب بوده دعاي من سلامت بودنت پس چرا آتش شدي از شعلههايت سوختم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 14:30 توسط آیدا
|
|
||