عظمت عشق در تداوم آنست نه در شدت آن
|
دلم برات تنگ شده جونم....میخوام ببینمت نمیتونم
دل من غصه نخور زندگی سبزه دل من دل من گریه نکن بارون قشنگه دل من دل من یادت میاد اونروزی که داد میزدی دل من یادت میاد پیش اون فریاد میزدی؟ دل من من میدونم بازم دلت قصه میخواد چه کنم بی اون دیگه صدای من درنمیاد من میخوام بازم بشم آهو و باز فرار کنم از تو ی قفس میخوام تنها اونو صدا کنم من دلم میخوادرو نیمکت توی سایه بشینم تابازم چشمی بشم که عکس اونو ببینم من میخوام جدولارو حل بکنم برای مشکلمون کلیدی رو پیدا کنم من میخوام پر بزنم داد بزنم یا برم یواشکی به باغ اون سر بزنم من میخوام اشکی باشم که درفراغش بریزه من میخوام چشمی باشم که تنها اونو ببینه من میخوام بازم کنارش بشینم توی اون لحظه بهارو ببیینم من میخوام بازم ترانه بخونم اون نگام کنه تا من جون بگیرم مهربون یادت میاد یه روزباهم غریب بودیم؟ مهربون بادت میاد بی رنگ و بی هدف بودیم؟ مهربون یادت میاد آتیشی که زدی به من؟ اون روزی که داد زدی مقلدی و بی ثمر؟ من که یادم نمیره دلم گرفت من که یادم نمیره گریم گرفت من که یادم نمیره بعدش چه حالی کشیدم اون روزی که اسمتو تولیست وبلاگا دیدم بعد همش دلم میخواست حرف بزنم سوی تو بیام برات پر بزنم یادته میگفتی اون باید بخواد یادته گفتی دلم تورو میخواد؟ عزیزم غصه نخور هرچی بخوایم اون نمیشه زندگی هرچی قشنگ باشه گلستون نمیشه عزیزم بذار باهم منتظر بهار باشیم توی جاده وایسم و تنها نشیم ما دلامون یکیه پس میتونیم دست به دست بدیم و تنها نمونیم ولی این رو میدونیم که اختیار بهترش اینه که باشه دست یار بر گرفته از وبلاگ دلتنگیهای من |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 22:1 توسط آیدا
|
|
||