عظمت عشق در تداوم آنست نه در شدت آن
|
عزيزم سلام يه چيزي ؛ چرا قلبم و شكستي مني كه عشق تو بودم ؛ حالا عاشق كي هستي؟ نمي گم دلت گرفته ؛ مي دونم كه تنها نيستي همدمت بودم يه روزي ؛حالا با ديگري نشستي!! نكنه عاشقش نباشي ؛ اون كه امروز تو باهاشي بگو كه دلم باهاته ؛ هر جاي دنيا كه باشي تو كه احساسي نداري ؛ ميدوني دلم چه تنگه؟ كاش منم مثل تو بودم ؛ قلبي كه از جنس سنگه مي دوني اين شعر من نيست ؛ حرف يه دل شكستست كسي كه تموم حرفاش ؛ توي ابهام گذشتست راستي مرگم و نديدي ؟ من كه چشمام نمي بينه اخه از روزي كه رفتي ؛ ارزوي من همينه من كه اسراري ندارم ؛ خوشحالم يكي باهاته اخه همدمم تا امروز ؛ يه دونه شاخه نباته ببينم عكسام و داري ؟ اوني كه توي غروبه؟ يادمه وقتي كه ديديش ؛ گفتي واي اين يكي خوبه مثل اينكه مي دونستي ؛ عشقمون رو به غروبه رفتي و غروب تموم شد ؛ حالا چشمام بي فروغه راستي شعرام و مي خوني ؟ يا كه وقتش و نداري؟ يادمه بهم مي گفتي ؛ واسه من شعري نداري؟ بيا قابلي نداره ؛ اخرين هديه ياره من و بايد تو ببخشي ؛ اين يكي اسمي نداره عاشقي امّا نداره ، جنون كه حاشا نداره از همشون عاشق ترم ، اين ديگه دعوا نداره امّا صد افسوس كه هيچ وقت به عشقم نرسيدم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1384ساعت 13:37 توسط آیدا
|
|
||