عظمت عشق در تداوم آنست نه در شدت آن
|
خدای عشق:
گریه هم دیگر دوای درد بی درمان من نیست سایه ای حتی از آن یاران هم پیمان من نیست گشته ام رسوای عالم در ره عشق و وفا غیر اشک داغ و حسرت هیچ در چشمان من نیست من که تا امروز گریان دیده ام چشمان خود را پس چرا بهر خدا هم یک نفر گریان من نیست؟ گر فنا گردم بسی از دوری و بی غمگساری غیر سنگ سخت خارا،در دل یاران من نیست سوختم صدباره من از درد هجران و هنوز باوری غیر از خدای عشق در ایمان من نیست ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دلبر نامهربان: در دل و آغوش تو گویا دگر جایی ندارم رفتم از کویت ولی گویم که ماوایی ندارم همچو شمعی سوختم سر تا به پا در محفلت سوختم تا شعله باشم در شب تار دلت چون که بستی پای دل را بر امید وصل خویش بعد تو پایم شکست،از حیله ات دل گشت ریش حال رفتم از کنارت دلبر نامهربان من گذشتم تا تو باشی یار،بهر دیگران کشته شد قلبم به دست نارفیقت بی وفا خاطراتی مانده از عشقت پر جوروجفا |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1384ساعت 18:4 توسط آیدا
|
|
||