عظمت عشق در تداوم آنست نه در شدت آن
|
خری آمد به سوی مادر خویش ***** بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش برو امشب برایم خواستگاری ***** اگر تو بچه ات را دوست داری خر مادر بگفتا ای پسر جان ز بین این همه خرهای خوشکل ***** یکی را کن نشان چون نیست مشکل خرک از شادمانی جفتکی زد بگفت مادر به قربان نگاهت ***** به قربان دو چشمان سیاهت خر همسایه را عاشق شدم من بگفت مادر برو پالان به تن کن ***** برو اکنون بزرگان را خبر کن به آداب ورسومات زمانه ***** شدند داخل به رسم عاقلانه دو تا پالان خریدند پای عقدش ***** یه افسار طلا با پول نقدش خریداری نمودند یک طویله ***** همانطوری که رسم است در قبیله خر عاقد کتاب خود گشایید دوشیزه خر خانم،آیا رضایی؟ ***** به عقد این خر خوشتیپ درآیی؟ یکی از حاضرین گفتا به خنده: ***** که خر خانم به برای بار سوم خر بپرسید ***** که خر خانم سرش یکباره جنبید خران عرعر کنان شادی نمودند ***** به یونجه کام خود شیرین نمودند به امید خوشی و شادمانی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت 1384ساعت 22:26 توسط آیدا
|
|
||