عظمت عشق در تداوم آنست نه در شدت آن
|
بهشت هیچ است،در برابر گام برداشتن در کنار تو ،در شبی زیبا زیر نور ماه
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است و گلهای سرخ عطری ندارند وستارگان دیگر نمیخوانند،آنگاه که چشم می گشایم و میبینم که با تو نیستم شاید به نظر برسد که عاشق نیستم،شاید به نظر برسد که نمیتوانم عاشق باشم،شاید به نظر برسد که حتی نمیخواهم عاشق باشم،ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو ،که تا آخرین لحظه عمر آنرا در قلبم نگاه خواهم داشت با پر شورترین گفتارهای عاشقانه،با ماجراهای عاشقانه ای که خواهیم داشت،با فداکاریهایم در راه عشق تو،خواهی دید که چگونه دوستت دارم در التهاب شنیدن ترانه گامهای تو هستم،که به سوی من میایی و عاشقم بر آن لحظه که تو را در کنار خود حس کنم،دوستت دارم کمترین واژه برای ابراز احساساتم به توست به سوی من بیا تا تورا حس کنم و دنیا خواهد دید ،داستان عشقی سوزان را که شعله اش در قلب من خواهد بود نجوایی از سوی تو،نگاهی کوتاه از تو،لبخندی شیرین بر لبانت ومن خود را غرق در عشق یافتم عشق را در چشمان من بنگر،چهره برافروخته ام را ببین و عشق را حس کن،به صدای نفسهایم گوش کن و بشنو ترانه عشق را با من به رویا بیا ،به رویای عشق بیا،تا بر فراز بلند ترین کوه گام نهیم،بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم،بیا تا به دورترین ستاره پر کشیم،به عشق ما هیچ چیز نا ممکن نیست روزها،ماهها وسالها میگذرند و شاید هیچ چیز عوض نشود،جز من که بیش از پیش عاشق گشتم میخواهم آزاد زندگی کنم ،بسان پرندگان عاشق،ولی قفسی ساخته از عشق تو جایی است که همواره،رو به آن خواهم داشت من آنی نیستم، که بی عشق زندگی را سر کنم،آنگاه که در رویایی عاشقانه هستم و چشمانم را میگشایم،عشق رویایی ام را در تو میبینم
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت 1384ساعت 22:23 توسط آیدا
|
|
||