تبليغاتX
عشق آسمونی

عظمت عشق در تداوم آنست نه در شدت آن

بارون بارون بارونه هییییییییی!

آخه اینجا داره بارون میاد!

سلام چطوری؟(تکیه کلام جدید ردیف بی شعورا!!!!!)

فکر کنم تا حالا چیزی راجع به ردیف بی شعورا نگفته باشم!خب ناراحتی نداره که الان میگم!!

نام گروه:ردیف بی شعورا

تعداد اعضا:۶ نفر

نام اعضا(به ترتیب بی شعوری!):مهتا،آیدا،عرفانه،سارا،ارغوان،طناز.

مکان فعالیت:کلاس!!!!

توضیحات:

معمولا تو هر کلاسی همیشه یه چند تا شلوغکار هستن(یعنی باید باشن وگرنه اصلا مدرسه حال نمیده!)ما ۶ تا که تو یه ردیف هم میشینیم این مسئولیت سنگین رو قبول کردیم!فکر کنم تقریبا همه معلما جامونو عوض کردن!(البته فکر نکنین ما حرف میزدیم که جامونو عوض کردنا!نه ما فقط خوراکی میخوردیم!!!!!!!!شایدم یه خورده حرف زدیم!)

حالا چه ربطی داشت اینو امروز گفتم؟۲ تا دلیل داشت:

۱ـخب مگه بده اطلاعات عمومی تون زیاد بشه؟!امروز با یکی از گروههای معروف دنیا آشنا شدین!!!!!(چقدر خودمونو تحویل میگیرم!!!!!!)

۲ـما یه معلم فیزیک داریم که از پارسال معلممونه!خیییییییییلی دوسش داریم!(یعنی داشتیم)آخه نامرد امروز جامونو عوض کرد!!!!انقدر حالمون گرفته شد که نگو!

البته بیچاره خیلی بهمون تذکر داده بود(آخه ما همیشه سر زنگ فیزیک یه خوراکی میخوریم!!(مثلا ساندویچ،تخمه،برگه زردآلو،نوشابه،چیپس و دیگه نهایتش آدامس!!)ولی ما همش می خندیدیم ،بعد جلسه پیش یعنی قبل از عید،به ما گفت:

ردیفِ .....آخه چی بهتون بگم!؟!؟ردیف سوء استفاده گر از اخلاق دبیر محترم!!!بعد مهتا گفت:آقای غروی ببخشید ردیف بی شعورا!!!!!اشتباه گفتین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بعد کل کلاس از خنده منفجر شد!!!

راستی ما هیچ وقت هممون پاکن یا لاک غلط گیر نمی بریم!فقط طناز داره.بعد که دیروز جامونو عوض کرد من پاکن میخواستم طناز از اونور کلاس پاکنو پرت کرد واسه من(اینا همه نشونه های با شعوریه ها!!!!!!!!!)منم دوباه همونطوری واسش پرت کردم!بعد که لاک میخواستم،طناز پرت کرد خورد سر بغلدستی من!!!!!!!آقای غروی هم دیگه قاطی کرد گفت:

آخه شما عقلتون نمی رسه وقتی دبیر سر کلاسه نباید چیزی پرت کنین؟!منم گفتم:آره آقای غروی واقعا عجب آدمایی پیدا میشنا!!!!!بعد دوباره رومون کم نمیشد اشاره ای با هم حرف می زدیم!!!!!!!بعد وقتی من میخواستم لاکشو بهش بدم اجازه گرفتم رفتم سر میزش بهش دادم!!!!یا مثلا سارا می گفت:طناز جون اگه امکانش هست و مشکلی برات پیش نمیاد و زحمتی نیست،البته ببخشیدا...ممکنه لاکتو بدی چند لحظه به من؟!؟!!(ما که بریده بودیم از خنده،آقای غروی که هیچی!!!!)

یه بار هم سر کلاس داشتیم آلبالو خشکه می خوردیم هسته شو از ته کلاس پرت می کردیم تو سطل آشغال(آخه مدرسه خانه دوم ماست!!!!!<=نکته اخلاقی رو داشتی؟)یهو ارغوان که انداخت خورد به معلم!!!!برگشت گفت ارغوان تو بودی؟!؟گفت نه خانوم.چرا تهمت می زنین؟! و زد زیر گریه(آخه خییییییلی زود اشکش میاد!)!!!!!!!!!!!(ما هم مرده بودیم از خنده!!!!!!!!)

خلاصه که اینم اولین آپ سال ۱+۱۳۸۴.ببخشید دیر شد!امیدوارم سال خوبی داشته باشین.

راستی اونایی که عید رفته بودن مسافرت سوغاتی منو هرچه زودتر به پست الکترونیکی:

eshghe_asemooni324@yahoo.com

تحویل دهند!

منتظرم!

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 16:38 توسط آیدا |