تبليغاتX
عشق آسمونی

عظمت عشق در تداوم آنست نه در شدت آن

ستاره می گوید:

دلم نمی خواهد،

غریبه ای باشم

میان آبی ها

ستاره می گوید:

دلم نمی خواهد،

صدا کنم اما،

هجای آوازم

به شب درآمیزد،کنار تنهایی و بی خطابی ها

ستاره می گوید:

تنم در این آبی،دگر نمی گنجد،کجاست آلاله

که لحظه ای امشب،

ردای سرخش را به عاریت گیرم

رها کنم خود را،از این سحابی ها

ستاره می گوید:

دلم از این بالا گرفته،می خواهم بیایم آن پایین

کزین کبودینه،ملول و دلگیرم

خوشا سرودن ها و آفتابی ها.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بریز در رگ من کولیا وجودت

نفس بکش همه عقده درونت را

نفس بکش که تن کوه را بلرزانی

که انعکاس دهی روح بی ستونت را

خود تو بود که پرواز را به من آموخت

دوباره اوج بده حس نیلگونت را

تو آبشار منی،لحظه لحظه ات جاریست

بزن به همهمه ها،برکه سکونت را

خدا که درصدد آفرینش ما بود

به رنگ خون من،آغشته کرد خونت را

از این به بعد من و تو دچار هم هستیم

به دست خاطره بسپار تاکنونت را

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 13:28 توسط آیدا |

امروز یکم تیر ماهه.

امروز تولد یکی از دوستای خوب من و همچنین یکی از بچه های باحاله.

امروز تولد یه دانشجوئه.

اگه گفتین کی؟!؟!(فکر کنم فقط خودش و خودم فهمیدیم!!)

امروز تولد بامداد یاعلیرضاست((البته نه اون علیرضا!!!)).این علیرضای ما ادبیات عرب خونده و خیلی هم بامعرفت و باحاله.من از همین جا تولدشو بهش تبریک میگم و امیدوارم که ۱۲۰ ساله بشه.

تولدت مبارک

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک

با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک

فقط میخوام بهت بگم:

                         تولدت مبارک

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 0:17 توسط آیدا |